بسیج کارکنان دانشگاه علم و صنعت ایران- یاد یاران
یادش بخیر

حذف تصاویر و رنگ‌ها

  AWT IMAGE 

یادش بخیر . . .

یاد جبهه بخیر که نسیم حضور پراکنده می کرد.

 

یاد معبر بخیر که راه عبور از بود.

 

یاد کانالها بخیر که گنداب خودنمایی در آن جریان نداشت.

 

یاد سیم خاردار بخیر.

 

یاد منورها بخیر که به دیدار چهره های نورانی می آمدند وسرانجام از شدت حسادت چراغ عمرشان خاموش می شد.

 

یاد مین بخیر که سکوی پرواز بود.

 

یاد گلوله ها بخیر که قاصد وصال بودند.

 

یاد خمپاره هابخیر که پیمانه وصل همراه داشت.

 

یاد لبهای خاکی بخیر که از بس عزیز بودند خدا زمین را به رنگ آنها آفرید.

 

یاد فانُسخه ها بخیر که کمرهای زرین جهادگران را محکم می کرد و حلقه های اسارت دنیا را نه یکی پس از دیگری که همه را با هم می گسست.

 

یاد قمقمه ها بخیر که آب حیات از آن می جوشیدو پایانی نداشت.

 

یاد پیراهن های خاکی بخیر که افتادگی می آموخت و بی پیرایگی تبلیغ می کرد.

 

یاد کلاه آهنی بخیر که نگهبان دنیایی از معنی بود.

 

یاد پیشانی بند ها بخیر که آفتابی از نورانیت پشت خود پنهان می کرد تا خورشید در برابرش روزی یکبار روی تابیدن بیابد.

 

یاد چفیه بخیر که علامت زهد بود و برآورنده بسیاری از نیازها.

 

یاد کوله پشتی بخیر که در آن گرد می آمد.

 

یاد گلوله آرپیچی بخیر که پر بود از کادو برای دشمن.

 

یاد پلاک بخیر که شماره پرواز بود.

 

یاد فهمیده ها بخیر که قبل از تکلیف به تشییع می رفتند.

 

یاد عاشقانی بخیر که پیش از بلوغ رسیدند.

 

یاد غنچه هایی بخیر که قبل از شکفتن لبخند زدند و پرپر شدند و در دامان محبت ریختند.

 

یاد بسیجی بخیر که ضریب اخلاص بود.

 

یاد تخریبچی بخیر که حصارهای دنیا را فرو ریخت.

 

یاد غواصانی بخیر که در قعر آبها، مروارید وصل را به تور انداختند.

 

یاد گردان موسی بن جعفر بخیر که به باب الحوائج اقتدا کردند گردانهای مسلم ،گردانهای حمزه، گردان عاشورا ،گردان امام محمد باقر ،گردان یا رسول که به علمدار کربلا اقتداکرده بودند.

 

یاد لبخندهایی بخیر که به قهقه شهادت پیوست. گریه هایی که خنده های دائم عملیات را تسکین کرد.

یاد مادران مفقود و جاوید الاثر که هروقت می فهمیدند قرار است شهید به شهر آید از هر نقطه ای خود را می رساندند تاشاید مسافران آنها بعد از سالها برگشته باشند اما الان دگر خبری از آنها نیست، بخیر باد.

یاد بدنهایی که بی سر به خاک سر گذاشت

یاد مادرانی که در آرزوی پیراهن سفید دامادی ماندند و فقط سفیدی کفن جگر گوشه شان اما این بار با قامتی متفاوت را به نظاره نشستند به خیر باد.

یاد پیکر هایی که پودر شدندو ذره ذره به ابدیت پیوستند و جنازه هایی که هرگز تشییع نشدند و در خلاصه سکوتهم صحبت نیزار شدند.

 

یاد پدران و مادران فرزند جبهه رفته ای که قبل از تشییع پیکر فرزند، تشییع شدند بخیر باد.

 

یاد همسران جانبازی بخیر که همچون پروانه به دور شمع گردیدند و در خاموشی آن گریستند. 

 

یاد امام المجاهدین که با فرماندهی خیل عظیم رزمندگان اسلام شهد شیرین پیروزی را برای مابه ارمغان آورد بخیر باد

 

عزیزان!

   سروران!

               بیایید راه را گم نکنیم.

   

خاکریز جنگ و جبهه را به شهر بکشیم. خیلی ها دیروز در پشت میزهای ریاست دانشگاه ها و حجره ها درس سرود مقاومت می خواندند اما امروز کربلای یک در شهرهاست.

بیایید با شهدا راهشان را خاک نکنیم در مزار شهدا تابلویی به نام گمنام جای ندارد.

راه شهدا و پیام شهدا در اشک چشم مادران و فرزندان شهداست.

 

بر گرده کابل خورده اسیران و دستان پینه بسته ویلچررانان جانباز نقش بسته است.

 

دیدن این راه و شناختن و رفتن این راه همت و غیرت و تعصب می خواهد .

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE 

AWT IMAGE

 AWT IMAGE

 AWT IMAGE

 

نویسنده: دانشجوی بسیجی علم و صنعت ( نام محفوظ)

نشانی مطلب در وبگاه بسیج کارکنان دانشگاه علم و صنعت ایران:
http://www.iust.ac.ir/find.php?item=68.7970.12360.fa
برگشت به اصل مطلب